تبليغاتX
تمدن
اجتماعى

 

شامگاهانی که

در تیرگی دلهای خفته شان

تو را سلاخی می کردند

اکنون گذشته است

دیریست که

فریاد خاموشتان

گوش فلک را درنوردیده

و بر پیکرتان

که بی غسل و کفن

معلوم نیست زیر کدام سنگ خفته

خلقی نماز می گذارند

با این حال

کدام افسوس می تواند

داغ این زخم کهنه را

مرهم نهد

و کدام گریه می تواند

بشوید ننگی را

که حریم انسانیت تو را شکست

 

 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin نوشته شده توسط فروغ ناظمی در ساعت 4:11 بعد از ظهر | لینک  |